تبليغاتX
راز سپیدۀ صبح... - چهل و یکم...

میگن خاک سرده...

وقتی فهمیدم مامان خیلی ساله تو خاکه گریه کردم...

واسه اون...

واسه خودم...

واسه بابا...

خاک سرد بود...

یادم نرفت ولی عادت کردم...

وقتی بابا رفت خیلی گریه کردم...

واسه اون...

واسه خودم...

خاک سرد بود...

یادم نرفت ولی عادت کردم...

وقتی تو رفتی...

خاک سرد نبود...

یادم نرفت...عادت نکردم...

 

 

پ.ن:میگن خاک سرده...مهرو کم میکنه...پس کو؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 4:33  توسط سپیده